دردش را . . . میشد از آهنگهایی که Repeat میکرد،فهمید ! 2 اردیبهشت 91 10:35 شب بی تو رفت و برنگشت انتظارت منو کشت توی سالی که گذشت
سال نوت مبارک محسن جان :( 29 اسفند 90 آخر شب بازگشت به نیمه ی گمشده ،پرونده ای برای پرچم سفید محله
ی پر سکنه ی ما : تهران،خیابان خوش،تقاطع دامپزشکی،ظهر 20 اسفند بود و هوا
سرد،باد مجال نمیداد و تیتر فوق الذکر بود که در دکه های زیر خط فقرِ
منطقه ی ما خودنمایی میکرد،نزدیک تر که میشدی یک دست نوشته میدیدی که هیچ
خاصیتی نداشت الا اینکه نوستال های ضمیر ناخودآگاه ذهنت را احیا کند و
اضافه بر آن تلفیق نوشته با عکسی ! که بیشتر جنبه ی فان دارد،و جوان های هم
سن و سال خودم که با انگشت سبابه به تیتر "سلطان محسن چاوشی"اشاره
میکردند و میخندیدند! در کنار این ها منِ نوعی بر خلاف آلبوم های گذشته با
این که از موفقیت پرچم سفیدش با پارتنر های چنین و چنانی! مطمئن بودم بی
توجه از کنار دکه رد شدم وکارهای دیگر را بر استرس فزاینده سال های قبل
ترجیح دادم،به هر حال چه از دید محبوبیت ،چه از دید فعالیت های شگرف
هنری،وچه از دید فروش آلبوم ها بخواهیم نگاه کنیم،بدون هیچ گونه تعصبی شخصِ
محسن چاوشی ستاره ی موسیقی مردمی حال و حاضر این محفل آریاییست، تصویر عکس
هنوز در ذهنم بود،سرمای آن عکس بدجوری سوز داشت،گویا استاد با همان حالت فان! ژست زمستانی
گرفته بودند،من در این افکار بودم و سر به پایین از شدت سرما به راه خودم
ادامه میدادم در حالی که کمی آن طرف تر زیر همین سقفِ پردود! پرچم سفید زیر
دستگاه های انتشار بود و مدام و مدام بازنشر میشد،هرچند نشر اکاذیبِ
کمپانی پخش کننده(ایضن سایت رسمی) مبنی بر ریلیز سراسری در تاریخ 21 اسفند
کمی دپرسمان کرد،اما خوب پیگیرِ موسیقی خصوصن از نوع چاوشی اش که باشی،زیاد
به این قبیل اتفاقات خرده نمیگیری،چون برایت عادت شده،روز موعود فرا
رسید،روز خرید مثل هر سال خاطره ساز شد،که شرحش بماند برای بعد ترانه
: بار اصلیِ ترانه ی آلبوم بر دوش رفیق گرمابه و گلستان حسین صفا بود + تک
ترانه ی اسلام ولی محمدی،ترس از یکنواخت شدن مضمون ترانه ها ،شاید تکراری
بودن آنها،دغدغه ای بود که قبل از انتشار زیاد به آن فکر میکردم،اما نه
تنها این اتفاق نیفتاد،بلکه صفا ثابت کرد،پتانسیل به دست گرفتن بیش از این
ها راهم دارد،با نگاه اول به کاور و یک بار خواندن ترانه ها سر ذوق
آمدم،ترانه های ناموزون و بکر،در فضایی متفاوت،که این قبیل ترانه ها خاصِ
برای محسن چاوشی نوشته میشود،عاشقانه هایی کم نظیر،که هرکدامشان کند واژه
هایی دوست داشتنی هم چاشنی دارند و زمانی که خواننده به این کند واژه ها
میرسد تحریر های دوست داشتنی را به خورد مخاطب میدهد،ترانه هایی که رگه
هایی بعضن اجتماعی دارند البته با تم عاشقانه ی صرف! ترانه ها بر خلاف
ترانه های آشفته بازار این روزهای پاپ عمیق هستند و درک کردن آنها به منزله
ی درک کردن خیلی چیزهاست،من نمیدانم صفا این ترانه ها را تازه نوشته بود
یا از دفترچه ی ایشان انتخاب شده بود،اما هرچه بود نمره ی قبولی را
گرفت،اسلام ولی محمدی هم به مانند "تو که نیستی"اش خوب کار کرد در مجموع
بی انصافیست اگر بخواهیم به ترانه های آلبوم ایرادی بگیریم توضیحات بیشتر
را در نوشته اش برای هر آهنگ خواهم نوشت این پارت عالی بود ،عالی ملودی
:بدنه ی یک موزیک را ملودیِ آن مشخص میکند،ذکر این نکته خالی از لطف
نیست،که چاوشی قبل از اینکه خواننده ی خوبی باشد،ابتدا به ساکن یک ملودی
ساز متبحر ست،رگ خواب مخاطب را میداند،بی تردید محسن چاوشی تنها کسیست که
در کارهایش دچار تکرار نشده و این در موسیقی ایران که در آن خیلی ها ملودی
ها را میدزدند! یک برگ برنده به حساب می آید،محسن چاوشی در رزومه ی کاری
خود(الا 2 آهنگ که آنها هم کامل نیستند) هیچ وقت از سنت دیرینه ی کاور!
استفاده نکرده ،و این مایه ی خرسندیست،ملودی ها کاملن آپدیت هستند و ان طور
که از ظاهر امر پیداست ترانه ها از قبل نوشته شده و بعدن برای آنها ملودی
ساختند(بر خلاف این روزها که اکثرن ملودی را مینویسند و ترانه سرا را مجبور
به نوشتن ترانه در همان بعد میکنند،طبعن خیلی از ایدئولوژی های ترانه سرا
به کار گرفته نمیشود) در این حالت ترانه به عقد ملودی در میاید و کار اصلن
گیرایی لازم را ندارد. تنظیم :تنظیم های آلبوم در حالت خوشبینانه در بهترین حالت ممکن هستند،منهای سر کاستی،که شخصن
معتقدم یکی از معدود ضعف های این ایده آل به حساب می آید،سبک کاری سینا
حجازی را دوست دارم،اما پر واضح است کلاس کاریِ او و تنظیمش روی صدای چاوشی
نمیشیند،شخص چاوشی بسیار عالی تنظیم کرد، همینطور کوشان و شهاب اکبری که
در ادامه بیشتر توضیح خواهم داد،در کل فاکتور تنظیم با ملودی های گیرای
چاوشی دابل فیکس بود و سبک های آپگرید شده ی هاوس و راک و راک آلترناتیو و
در پاره ی از نقاط سافت راک تعدیل شده گوش هایمان را نوازش کردند،در کل به
غیر از ترانه ! موسیقی را از سه رکن دیگر بررسی میکنند،ملودی و تنظیم و
خوانش،دوتای اول متکی به قواعد مدون شده ی موسیقی هستند،اما فاکتور سوم به
هیچ قانونی متکی نیست،علی الخصوص در موسیقی محسن چاوشی که گاهی اوقات حتا
فراتر از قواعد موسیقی حرکت میکند و آن را نادیده میگیرد،هنر خوانش محسن
چاوشی زاییده ی خلاقیت اوست،این مهم بازتابیست از توان بالا و سبک خاص او،
حال
ببینیم این آلبوم چه چیزی در چنته دارد! نظرات شخصی اند 1-مردم آزار :ترانه
ی جالب و قابل تفکری دارد،گویا صفا وقتی این یکی را نوشته کمی زیادی حالش
خوب بوده، ،ملودی مرموز است،ترومپت کار ناب از آب درآمده و باید به امید
حاجیلی تبریک گفت،به خوانش هم ایرادی نیست و تحریر های قشنگی نیز
دارد،"قشنگی نیست"،"هفت خط و مرموز" هم از ان اداهای دوست داشتنیست، منتاها
اینگونه تنظیم سنخیتی با موسیقی چاوشی ندارد،شوخ و شنگ است و گویا سینا
حجازی یادش رفته برای که تنظیم میکند، آن زرنگی نیست هم عمق این اشتباه
است،حال این تراک به عنوان سر کاستی هم انتخاب میشود که اولین اشتباه چاوشی
در این آلبوم اینجا رقم میخورد،به نظرم بگو مگو گزینه ی بهتری بود،لحن
چاوشی در این اهنگ دوست داشتنی بود،البته یک جاهایی !به دوران افول نزدیک
میشد اما کوتاه بود،مجموعن نمره ی قبولی را میگیرد 2-جوابم نکن :
ترانه ای جوان پسند از حسین صفا که بسیار زیبا نوشته شده،ریتمیک اما نه
تکراری،ملودی محسن چاوشی بسیار تاثیر گذار است،ساز اورتور هم که بسیار پر
انرژیست،کمی شبیه به این نوازش را شخص بابک یوسفی برای ویدئو کلیپی نیز
نواخته بود،لحن هم که در اوج صلابت است،به خصوص آن ادای " بی قراریم زیاده
"برای بار دوم فلش بکی بود به دوران اوج،ایضن آن "به خوابم بیا"و "عزیزم" و
در آخر این شهاب اکبری بود که مسئولیت خود را به نحو احسن انجام داد،هرچند
از او انتظار بیشتری میرفت،چاوشی با جوابم نکن به وجد آوردن مخاطب را شروع
میکند 3-خوان هفتصد :
ترانه های خاص پرچم سفید با خوان هفتصد استارت میخورد،ازآن دست آهنگ هایی
که بار اول مخاطب عامه را پس میزند،باید چند باری گوش را وقف این صدا و
ترانه کند،ملودی را دوست داشتم،این جا باید گوش ها را تیزتر کرد ببینیم این
امیر جمال فرد،چه ایده هایی دارد،در نگاه اول مناسب به نظر میاید،هر چند
صدای چاوشی بیشتر مناسب سبک پاپ و راک است ،اما در موسیقی هاوس خیلی جای
پیشرفت دیده میشود،نسبت به تراک هم سبک قبلی یعنی "هــا" پیشرفت به وضوح
دیده میشود،و همچنین استفاده ی مناسب از ضرب های سینتی سایزر بر خلاف "ها"
که فقط با دنگ و دونگ مواجه بودیم تا تنظیم خلاقانه،اینجا ثانیه به ثانیه
مواجهیم با نوآوری و این یعنی چاوشی در انتخاب خود اشتباه نکرده و خوب
استعداد شناسی میکند،"خسته تر نکن دیگه" یاد آور آن آفکت پایانی شعر شپید
است،این چه "هـــــفت"خانیه،تحریر هفت رویاییست بسی لذت بردیم و گوش ها
حریص تر 4- با من بمون :
در آهنگ های چاوشی هارمونیکا هرجا که باشد آن یکی جزو بهترین ها و خاطره
انگیز ترین هاست،نبوغ بابک صفرنژاد جای تحسین دارد،ساز اورتور بسیار خاص تر
از کافه های شلوغ از آب درآمده(البته خاص تر صرفن بهتر نیست !)،ملودی و
تنظیم هم که به عهده ی خود حضرت آقاست ! این اواخر اینقدر خوب ارنج میکند
که برچسب یک تنظیم کننده ی قهار بیشک برازنده ی اوست،ترانه پر از استعاره
های ناب است،موهات کهکشونات" منظومه های شمسی" اش شنیدنیست،اوا و بک وکالِ
نسترن نفریه در پارت دوم از آن حرکت هایی بود که کمتر در موسیقی محسن
چاوشی رسوخ کرده بود،اما در عین حال شنیدنی بود و حس جالبی را به شنونده
القا میکرد ،این موزیک تم لایو هم داشت و شخصن یک جمع سه چهار نفره را تجسم
میکردم که یکی هارمونیکا میزند یکی میخواند و یکی گیتار میزند نمره: 9.5
از 10 بـــــا من بــــمون با من . . . 5-خواب بعد از ظهر :
هرچه فکر کردم یادم نیامد این ملودیِ آغازین را کجا شنیدم،خاطرم نیست دقیق
اما آشنا میزد،اینجا تنظیم برخلاف سر کاستی حرفی برای گفتن دارد و متناسب
با کلیت کار است،خوانش ابتدا آرام شروع میشود ،این ترانه و صدا با تلفیق
یکدیگر یک کافی شاپ را برای من تداعی میکنند،عاشق عصبانی شده و عصیانگرانه
فریاد میزند،حنجره را پاره میکند "من که قلب کوچیکم، " بی تو کاسه ی خونه "
به کسی چه ارتباطی دارد؟! شخصن آنقدر از این تحریر لذت بردم گویا مدت هاست
عاشق را میشناسم و تا به حال ندیدم تن صدای وی تا این حد بالا برود،ایضن
آن میچ"س"به ی لذت بخش،و این تحریر های خاص اوست که که وی را از بقیه
متمایز میکند،ترانه هم خوب بود(اما فقط خوب بود)،و آنقدر نقاط قوت در خواب
بعد از ظهر یافت میشد که اشکالاتِ انگشت شمار آن محو شود 6-بگو مگو : آفرین
به تو آقای امیر اوکس ! بهتر از این نمیشد،یک هاوس اکتیو و سرحال ! بگو
مگو را میتوان آغاز درخشش این جوان با استعداد قلمداد کرد،لحن هم در اوج
صلابت است،ترانه هم یکی از شاهکارهای صفاست،به خصوص آن قسمت "اررو چون فرو
کنی،چه در کشی،چه تو کنی""حرف حساب تو چیه" و آن اخری به تیکه پاره ی
د...دلم.در یک کلام عالی نمره :9.9 از 10 7-قطار : اینجا
محسن چاوشی آس آلبوم را رو میکند،مرحبا به کوشان حداد،مرحبا به کوشان حداد و
بازهم مرحبا به کوشان حداد،خسته نباشی حسین صفا،خسته نباشی محسن چاوشی، تک
به تک باید به اکیپ ساخت این جاودانه آفرین گفت،خاص ترین(سنگین ترین!)
ترانه ی حسین صفا برای محسن چاوشی از آغاز تا به حال،بی شک قطار است،این
موزیک به قدری دز سانتی مانتالیسمیِ ذهن مرا درگیر کرد،که قابل وصف
نیست،قطار در پرچم سفید! حکم پروانه ها در حریص،نفس بریده در متاسفم،بانوی
من در خود کشی،تنگ بلوری در لنگه کفش و سر آخر کفتر چاهی در در آلبوم نفرین
را دارد،با جرات میتوان گفت شاید چیزی فرای آن ها،نه دانش من در موسیقی به
حدیست که بخواهم برای این اثر بنویسم،نه در مدت زمان کم میتوان راز نهفته
در این موزیک را فهمید،این قطعه را باید بارها گوش داد،"هنوز بارونه اش" آن
"قطار قلب منه"اش،هرشبو مهمونه اش برای بار دوم،و ایضن آن تقسیم کننده ی
آهنگ به دو پارت مجزا "بگو شب بخوابه من بیدارم،من شبو زنده نگه میدارم"ش،
گام های بالا ی استثنایی،"ببار تا دم صبح"ش از این آهنگ یک تراک جاودانه در
اذهان تیفوسی های چاوشی بیرون کشید که تا عمر دارند،گوش دهند،گوش بدهند و
لذت ببرند،قطار در زمره ی بهترین هاست،حتمن یک پست جداگانه برایش خواهم
نوشت،نمره : 10 از 10 8-پرچم سفید :
یکی از قطعات مورد علاقه ی من در آلبوم است،این آهنگ به گفته ی شخص محسن
چاوشی تمامی گذشته ی اورا یدک میکشد،و از مضمون ترانه هم به راحتی میتوان
فهمید،تمامی المان های یک راک شنیدنی را داراست،متاسفانه در مورد این تراک
که نام آلبوم هم از آن برداشت شده،خیلی ها عقاید عجیب و غریبی دارند،که آن
خیلی ها قطعن از جامع ی منِ هوادار نیستند،کارکردن زیر پرچم ارشاد،یک لیبل
کذاییست که به این تراک وارد است و این مورد با تیتراژ شب عید هم قوت
میگیرد،این موضوع جای بحث جداگانه دارد،اینکه چرا چاوشی بعد از مدتها به
این نتیجه رسیده که صدایش از رسانه ی ملی پخش شود(شدیدن با این یکی
مخالفم)،جدای از این مسائل این آهنگ را دوست داشتم،ترانه ی صفا در این سبک
نسبت به ترانه های قبلی پخته تر بود،تنظیم هم متناسب با کلیت کار بود و
وکال در سطح اول چاوشی بود،اداهای "حاج خانم"،"هشت" هم دوست داشتنی
هستند،مجموعن خوب بود اما به مانند قطار دندان گیر نبود ! 9-تقاص :یک
راک تلفیقی و شاید یکی از دو تنظیم برتر چاوشی در آلبوم،هنرمندی محمد
جاسمی در این موزیک نمود بیشتری دارد،ترانه ی حسین صفا نسبتن خوب(متمایل به
ضعیف !) است،که آن هم لا به لای وکال استثنایی چاوشی گم شده گویا ! پای
شکست "وایستـــاد"ش از آن تحریر های دوس داشتنیست،هنوز نتوانستم به طور
درستی با این تراک ار تباط برقرار کنم،باید بیشتر با موزیک کلنجار رفت،تقاص
در پرچم سفید حکم زیبایی در حریص را برای من دارد،زیبایی را بعد ها درک
کردم 10-هر روز پاییزه : وای
خدای من،هر روز پاییزه ، ثانیه به ثانیه اش را زندگی میکنم،به تاراج
میروم،ترانه اش که به معنای واقعی کلمه شاهکار است،حسین صفا ی با استعداد
اینجا فرای تصور کار میکند،متقابلن خواننده یک وکال از جنس محسن چاوشیِ غیر
مجاز به خورد مخاطب میدهد،وچاوشیِ باهوش اینجا نشان میدهد در عرصهی تنظیم
هم ید طولانی دارد و شاید خیلی ها افتخار شاگردیِ وی هم نداشته
باشند،کافیست به دیوار بی در ،پروانه ها،کافه های شلوغ دقت کنید هر دو پارت
موزیک شنیدنیست و سر آخر هم آن گیتار دوست داشتنی گوش هایمان را مینوازند !
بینظیر بود و پرونده ی پرچم سفید با این ایده آل بسته شد . . . چند
نکته : حضور سینا حجازی در پرچم سفید تجربه ی قابل قبولی بود(امید به این
که تکرار نشود) و من این همکاری را بیشتر پای رفاقت این دو میگذارم تا
پیشنهاد کاری،آن طور که از ظاهر امر پیداست محسن مثل قبل روی موسیقیِ خود
حساس نیست،گویا از پارتنرهای خود مطمئن شده،حق هم دارد،او در هر آلبوم یک
اکیپ پروفشنال را پشت خود دارد و ما هم شاهد ساز بندی تک تک تراک ها به
بهترین حالت ممکن هستیم! یک نقطه ی ضعفی که شاید بد جوری توی ذوق
میزند،طراحی کاور آلبوم است،حتا یک درصد هم احتمال ندهید در تجربهی
گرافیکی شخص چاوشی، کسی مانند عابد بسطامی را کنار خود ببیند،از نظر طراحی
جلد کاوری که آهاری دیزاین کرد خاص! ترین و کاور متاسفم بهترین است،حال
محسن عسگری به تمام تاپ سکرت های فتوشاپ هم واقف باشد،پر واضح است به
اندازه ی یک دهم کاور قبلی روی این کاور وقت گذاشته نشده،و بر خلاف گفته ی
دوستان عکس روی کاور هم سنخیتی با محتوای آلبوم ندارد ! کمپانیِ پخش کننده
هم وظیفه ی پخش را به خوبی انجام داد اما جنس کاور،از نوع مقواهاییست که در
کاواره ی تهران با آن اعلامیه ریلیز میکردند و برچسب هم مانند ژاکت که
قربانیِ ترور فرهنگیِ مافیای ایران گام شده بود، با دوبار باز و بسته
کردن،مقاومتش را از دست میدهد،سوای همه ی اینها پرچم سفید حال همه ی ما را
خوب کرده و این را مدیون مرد دوست داشتنیِ خطه ی جنوبیم،هرچند قبل ها گفته
بودم اما تکرارش خالی از لطف نیست. محسن چاوشی مانند سرزمین زادگاهش انسانیست آفتابی،آفتاب وجودش بی غروب باد1 1:برگرفته از یک دیسکو گرافی که سال ها پیش شخصی برای سیاوش نوشته بود 26 اسفند 90 11 شب کوتاه از نفرین به جنگ پانوشت 1: آن لورفتن آهنگ مرا یاد نوستالژی محسن چاوشی انداخت ! پانوشت 2 : ممنون از اون دوست عزیزی که دیشب آهنگ رو به ما رسوند،ارادتمندیم رفیق ! بعدن نوشت : مبادا [آخرین ساخته]ی مارتین اسکورسیزی را از دست بدهید. 16 اسفند 90 4 صبح دندان گیر ترین اجرای زنده ای که از یک موزیک غیر کلاسیک با پیانو دیدم،یک اثر ماندگار از "جرج ردنیچ" که موزیک پس زمینه دزدان دزیای کارائیب رو با پیانو به صورت عجیب و غریبی اجرا میکنه،هیچ کاری نمیتونید بکنید،جز اینکه لذت ببرید،به حرکت دست ها و تغییر سریِ گامها دقت کنید،شک ندارم تمام موزیک های کلاسیک قدیمی رو بدون هیچ باگی اجرا میکنه،بتهوون،موتزارت و خیلی از اسطوره های دیگه،من به پیانو علاقه ی شدیدی دارم و بش حسودیم میشه! [Download] 15 اسفند 90 12 ظهر سلام امیر جان دلم برات تنگ شده کجایی؟ داشتم برای بار نمیدانم چندم شاهکار ویکتور هوگو را میخواندم،بینوایان،واقعن اثر جذابیست،آدم وقتی این ایده آل را میخواند نمیداند بخندد؟ گریه کند؟ فکر کند؟ چه کند؟ رمانی که به تشریح فقر و بی عدالتی در جامعه ی فرانسه پرداخته و محرک های انقلاب کبیر فرانسه را هم در کاراکترهایی خاص بررسی میکند،داستان مردی با 19 سال محکومیت آن هم با اعمال شاقه ! کارتون و فیلمش هم هست،اما خواندن رمان لطف دیگری دارد،ما که هر وقت میخوانیم برایمان جذابیت های خاص خودش را دارد،تکراری هم نمیشود و جایتان خالی حسابی هم کیفور میشویم! آن اوایل رمان را هر وقت که میخوانم دروغ چرا یاد ! نوستالژی هنرمند محبوبم محسن چاوشی میفتم،آن تم بی عدالتیش بلا استثنا صدق میکند.دقت کنید: البته با دخل و صرف چاوشیایی در اواسط بهمن ماه مردی برای بار ...م وارد وزارت ارشاد شد + آقا چه میخواهد؟ - مجوز،خواب و خوراک + آقا ما نمیتوانیم شما را بپذیریم - باور کنید خسته شدم اینقدر رفتم و آمدم + بس کن آقا ما میدانیم شما کیستی! بیرون لطفن! -سر فرود آورد و خارج شد،بی هدف و غمزده از کنار دیوار خانه ها میگذشت میکده ای پیش رویش بود.وارد شد . . . و روزهای او تداعی ثانیه های بی قراری بود که هر لحظه و ثانیه اش نه دیر که یک عمر میگذشت! همین ... 1: محسن چاوشی در وبلاگ امیر ارجینی! 16 بهمن 84 پانوشت : برای این پست یک مطلب عمیق و طویل آماده کرده بودم با تمام بسط ها و موشکافی ها،به دلایلی بلاگفارا باز کردم و این متن را نوشتم،بدون ویرایش و از آن قبلی صرف نظر کردم،قطعن از حوصله ی جمع هم خارج بود اگر اشتباهی در متن متوجه من بود به بزرگیه خودتون ببخشین این هم از آهنگ همیشگی از استاد لذت ببرید[RicharD Clyderman-Another Day In Paradise] 14 بهمن 90 8 صبح
20 دی 90
شادی از تقویمم

از چند ماه پیش نویدش را شخصن در فیس بوکش داد،و ماه به ماه و روز به روز آنقدر روی این مثلن شاهکار مانور دادند،تا ما نیز باورمان شود که شاهکاری دیگر با صدای موزیسین مورد علاقه ی خودم در راه است،تک آهنگی در رنج کیفیت حریص البته در ژانر متفاوت! داشتم با خودم کلنجار میرفتم که ناخودآگاه دمو منتشر شد،و هرچه فکر کرده بودم نقش بر آب شد،بارها به دوستان انگشت شمارم گفتم،شخصن هیچ گونه کرسوی امیدی به این تراک ندارم، و شد آنچه که باید،این نمودار سینوسی بازهم گریبان گیر استاد شد منتاها این بار با علی ثابت،تمای فاکتورها در پایین ترین سطح ممکن قرار دارند،و این گواه هیچ چیز نیست جز اینکه چاوشی درس بگیرد که هر تجربه ی جدیدی صرفن خوب نیست،بدون هیچ گونه جهت گیریِ شخصی باید بنویسم که ترانه ی کار یک سطح پایین تر از ضعیف بود و دقیقن روی تنظیم کرخت و شلوغ حضرت آقا علی ثابت ! نشسته بود بود،آن هم خوانی کر! هم که نور علی نور بود و همه ی اینها تحت شعاع مسترینگ آماتور نمیدانم چه کسی قرار گرفته بود! این میان فقط نیت کار را دوست داشتم،نفرین به جنگ یک ساند تراک ضعیف در رزومه ی کاریِ شخص چاوشی بود،فقط میان این همه ناامیدی کمی لحن دلهارا قرص میکرد،آتیش گرفتم،دنیا که دنیا نیستش را دوست داشتم،آن "فدایی داری ای خاک و "چی میمونه" هم ایضن! باور کنید اصلن دوست نداشتم همچین پستی بنویسم،ولی قرار بر این نیست که چاوشی بخواند ما و از پیش تعریف شده به به و چه چه کنیم! امید به اینکه این گونه تجربه ها را کمتر تکرار کند،و یادش نرود او به عنوان پرچم دار موسیقیِ پاپ دهه ی هشتاد همیشه زیر ذره بین است، و هیهات از روزی که بهانه دست منتقدان دهد !
1-کفتر چاهی-نسخه ی اول(+) :رتبه ی یک در ذهن چاوشیاییِ من،یک اسلوی بی نظیر! اول چیزی که در این شاهکار خودنمایی میکند،این ترانه ی بی نقص حسین صفاست،یک چند بیتی موزون،البته نه با مضامین تکراری آن هم در آشفته بازار آن زمان،آهنگ متکی به ریتم و آکورد نیست و فضای قابل بسطی دارد،تلفیقی از کیبورد و گیتار الکتریک،ملودیِ بی نظیر،خوانش عجیب و غریب محسن عزیز،که هرچه کرد آن غم را پنهان کند نتوانست،جنگجوی بی سپرش از آن استعاره های ناب است،این تراک خانگی بود و اگر در استودیو به پروسه ی مسترینگ میرسید چه ها که نمیشد! همگیِ این فاکتور ها بر آن شدند تا این تراک با عظمت بعد از 8 سال و با ارائه ی کارهایی در ژانر مشابه هنوز برای من بهترین و صد البته خاطره انگیز ترین باشد !
2-بانوی من (+) :این ساند تراک خودِ خودِ محسن چاوشیست،به یاد امیر ارجینیِ دوران،عاشقانه ای کم نظیر در کارنامه ی کاری محسن چاوشی ! در این ایده آل محسن نبوغ ملودی سازی را به رخ میکشد ، آن طرف رضا فوادیان یکی از بهترین تنظیم های خود را برای محسن چاوشی انجام میدهد،شخصن عقیده دارم بم ترین گستره ی صدای چاوشی را در این تراک شاهد بودیم،این تحریر های ناب هم چیزی مافوق تصور بشر بود،ابادی یا خرابییییی ! معرکه بود،این روزها طنااااااابی هم ایضن .
3-تنگ بلوری(+) :گاه می اندیشم،اگر این آهنگ را با کیفیت خوب میشنیدم باز هم همچین نظری راجع به آن داشتم یا نه؟! امیر ارجینیِ آن روزها الحق تکرار نشدنیست،این ترانه را چگونه روی کاغد نوشت؟با چه احساسی،حالِ محسن در استدیو حین خواندن چگونه بود؟ والله اعلم! شخصن عقیده دارم نقطه ی قوت این آهنگ همان کیفیت پایینِ آن است،تنظیم خلوت، لحنِ رویایی و ساکت محسن عزیز!،از این شعر عاشقانه ای جاودانه بیرون کشید که نسل اندر نسل از گوش دادنش لذت میبرند !
4-کم تحمل (+) :این حسین صفا هم چیزهایی مینویسدکه کاغذ برای ادامه ی آن بی قراری میکند،دست نوشته ای غیر ریتمیک،سراب عجیبی را تداعی میکند،گویی شخصی بر روی دو زانوی خود ایستاده و معشوقه را مخاطب خود قرار داده،ملودیِ محسن کم نظیر است و در کفه ی دیگر ترازو شهاب اکبری آقایی میکند،این تنظیم به جرات یکی از سه تنظیم برتر اکبری برای محسن عزیز هست،خوانش این مهم چیزی شبیه به بک دریم است،لحظه به لحظه ی تحریرها آتش به جان من میزند،و اوج این شاهکارها هم 02:38 تا 02:42 سنگ را آب میکند،آخخخ!
5-پروانه ها (+) :گل سر سبد آثار محسن چاوشی با برچسب ارشاد،پروانه ها یکی از معدود تراک هاییست که در آن تلفیق محسن چاوشی و حسین صفا هیچ گاه غبار کهنگی را پذیرا نیست،شروع ملودی با ساز بادی شنیدنیست ! [قبلن] راجب این تراک نوشتم پس زیاده گویی نمیکنم . . .
6-کافه های شلوغ (+) :باز هم حسین صفا،زمانی که مطلب [کافه توهم] را نوشته بودم ترانه ی ایشان به طور عجیبی بر من تاثیر گذاشته بود،ترانه ای با دو پارت مجزا،ان تضاد را خیلی دوست داشتم،اما آهنگ! اینجاست که لفظ استاد به حق برازنده ی اوست،یک ملودیِ(نه کم نظیر)بی نظیر از هنرمند دوست داشتنیِ ما،که با تنظیم خلاقانه ی خودش کلیپ کامل شد، اداهایش دوست داشتنی هستند، حــــ . . . تا واسه مردنش نشئه مان میکند،آن تحریر "حـــــس" برای بار دوم هم ایضن .
7-سنگ صبور (+) :مجنونمو دل زده از لیلیا،خیلی دلـــــم گرفته از خیلیا ! به قول حسین صفا ماندگارترین ترانه ی دهه ی هشتاد است،امیر ارجینی هم امیر ارجینیٍ روزها !یک پاپ تلفیقی شنیدنی،ترانه ای موزون و بکر! سنتورِ اردوان هم که دیگر نور علی نورش کرده،این حنجره در این زمانه نایاب است،اوج خصلت های چاوشیایی،آن تحریر " شدم " در 02:23 را دقت کنید،بهتر از این نمیشود!
8-پایان بی آغاز (+) :من به این تراک ارادت خاصی دارم فکر کنم این را از عنوان قبلیِ وبلاگ هم بشود فهمید،ترانه ی قابل قبولی دارد،آن تکنوازی های پیانو به همراه دکلمه ی استاد عجیب چفت شده اند،چقدر دوست دارم دوباره در آهنگ هایش دکلمه کند،در پارت دوم آهنگ به میکروفون امان نمیدهد(گویی این حنجره تا چند ماه آکبند مانده بود و تمام انرژی ذخیره شده یک هو ول شد) و به طرز عجیبی در و دیوار استدیو را میلرزاند(فکر کنم استعاره ی "این کفتر بغ کرده" اینجا صدق کند!)
9-دیوار بی در (+) :نمود کاملِ تلفیقِ حسین صفا و محسن چاوشی آن هم از نوع پروفِشِنال را میتوان در این آهنگ جستجو کرد،دیوار بی در برای من پرتوهم ترین است،هرچه بیشتر گوش میکنم نمود این دو(صفا و چاوشی)را بیشتر پیدا میکنم،گویا تمام درگیری های ذهنیِ خود به موزیک تزریق کرده اند،این آهنگ پتانسیلِ ممیز خوردن را هم داشت،این پشت پا زدن به ارشاد را هم دوست داشتم،شروع با ساز بادی بغضِ عجیبی در همان ابتدای آهنگ دارد،لحن در نهایت صلابت است و آن گیتار هم که حرفی برای گفتن باقی نمیگذارد
10-رفیق خوب (+) : آهنگ ها را طبقه بندی کردم اما چرا رفیق خوب را آخر گذاشتم خودم هم نمیدانم،این آهنگ تنها اثر از محسن چاوشیست که سعی میکنم زیاد گوش نکنم،وای که اگر رفیق خوب به انتها رسد،بهترین ترانه ی ارجینی برای چاوشی از نظر من همین رفیق خوب است،ملودیِ ساده اما گوش نواز،به علاوه ی لحن رویاییِ استادیک پکیج منسجم را طراحی کردند،شخصن فردی را تصور میکنم که گویا از دار دنیا فقط یک میکروفون دارد و تمام دق و دلیِ خود را به زبان می آورد،آن تحریر "تو را " اوج این شاهکارهاست،
تمام شد،همین!
صادقانه بگویم گذشتن از آثاری چون هق هق !تئاتر زندگی،ابرای پاییزی،بهشت من،شعر سپید،نفس بریده،خنده،شاید! دلشوره،کجاست بگو،تو که نیستی،قله ی خوشبختی و . . . برای من آسان نبود با هرکدامشان خاطره ها دارم،سعی کردم آنهایی که دارای درجه ی بالاتری نسبت به بقیه هستند را بنویسم.راستی !درست خواندید،هرچه نوشتم تعریف و تمجید بود،چاوشی در این آثار به حق لایق ستایش است، وی تمامیِ اِلمان های محبوبیت و ستاره شدن را در موسیقی خود جمع کرده،انتخاب اشعار هوشمندانه،موسیقیِ ناب و سر اخر صدای خدادای! او در موسیقی هرگز به فکر شهرت نیست،تا انتهای وجودش فریاد میکشد و تا آخرین اکتاوِ حنجره را به کار میگیرد،راحت بگویم حنجره را جر واجر میکند! این بشر ویرانگر است !
محسن جان به قول یغما : گم نکن خودت رو تو دنیای تردید و دروغ
راستی ده برتر شما کدامند؟
مهدوی باشید و سبز
24 بهمن 90
8:41 شب

من امروز میرم ارشاد با اردوان ببینم میشه . . .
در هر صورت مواظب خودت باش " محسن " 1
فارغ از تعصبی که روی محسن چاوشی دارم و
حسین صفا باید بنویسم که "چشم انتظاری" را نپسندیدم البته این دیدگاه از
چند جهت قابل بررسی است،اول اینکه مد شده تا یک ساند تراک به پوشه ی آهنگ
های محسن چاوشیمان(حالا چاوشی نباشد پارتنرهای او باشد) اضافه میشود صدای
تعریف و تمجید ها به آسمان هفتم هم میرسد،این تعریف و تمجید های بیش از حد
به گونه ای نا خلف توی ذوق میزند،باور کنید این نقدها(نقدها؟!) علی الخصوص
نقد های کوبنده است که مسیر را برای محسن چاوشی هموارتر میکند،ترانه ی کار
انگشت به دهانم کرد، به مانند همیشه بی نقص و گیرا چه بسا هم رده ی ترانه
های دیوار بی در و دور آخر است،خوشبختانه حسین صفا طی این دهه همیشه حسین
صفا بود نه به مانند محسن چاوشی طی دوسال یک نمودار سینوسی در پیش گرفت،نه
به مانند ارجینی آن قوت از ترانه هایش کاسته شد،اما ملودی کار،محسن چاوشی
قبل از اینکه خواننده ی خوبی باشد،یک اهنگساز ساز است،این ملودی من را آتش
میزند،اگر اشتباه نکنم چند ثانیه از موزیک بازی با ملودی باد بادکای
رنگیست،به گونه ای هوشمندانه ایضن اسطوره گرایانه،من این ملودی را حتا در
کارهای خودش هم ندیدم،باور کنید ندیدم،کافه های شلوغ؟ پروانه ها؟ نخلای بی
سر؟کدام یک؟("البته دیوار بی در یک استثناست") این ملودی در رزومه ی
اهنگسازی چاوشی برای دیگران در رتبه ی اول قرار میگیرد،البته گاهی اوقات
"سر من چی اومده" طعم دیگری دارد،ملودی محسن چاوشی تنظیم از شهاب اکبری،این
نام ها باعث میشود هنوز اهنگ را نشنیده دست ها را با سرعت به هم بمالیم و
حریص برای شنیدنش،تلفیق چاوشی و اکبری تا به حال مگر بد هم بوده؟ شهاب هم
نمره ی قبولی میگیرد،اما خوانش کار : تنها نقطه ی ضعفی که میتوان به این
ایده آل گرفت همین است،من حسین صفا را در کنار علیرضا عصار قرار میدهم !!!
چرا؟ علیرضا عصار هیچ وقت یک خواننده نیست،او فقط و فقط یک دکلمه کننده ی
قویست و الا هیچ تحریر و ادایی که مخاطب را جذب کند در صدای او دیده
نمیشود،او دکلمه میکند اما هنرمندانه حسین صفا هم به همین شکل ،من با او هم
صحبت بوده ام،صدایش واقعا از روبرو جادوییست،اما این صدا برای موسیقی پاپ
ساخته نشده،گوشه ای از تحریر ها ردی از محسن دیده میشود،پس این فرضیه به
نظرم خیلی قوت دارد که قبل از این که صفا اجرا کند چاوشی یک اتود خوانده که
صفا از روی آن بخواند،که اگر اینگونه باشد این تراک چند سال دیگر یک زیر
خاکیست . . .
چشم انتظاری برای ترانه سرای دوست
داشتنی ما تجربه ی خوبی بود،به امید اینکه روی اینگونه تجربه ها فکر بیشتری
صورت گیرد،بیشتر روی وکال کار شود،وقتی فاکتور ملودی و تنظیم توسط دوتن از
پاپیولارهای این هنر ارائه شود حیف است خوانش هم سطح این دو نباشد !
مهدوی باشید و سبز
لذت ببرید [RiChard ClyderMan-Mano a Mano]
7 بهمن 90
4 بعد از ظهر

فی البداهه عرض کنم! پیروِ [پست قبلی] که درباره ی ترانه و ملودی چند خطی نوشته بودم برای تکمیل کردنش نیاز به دو فاکتور خوانش و تنظیم هم بود،برای این دو تا به حال تعاریف زیادی نوشته اند،اینها برخاسته از سلیقه های متفاوت است،خوانش و تحریر و تلفظ و امثالهم که تعریفشان ثابت است که در ادامه توضیح داده خواهد شد، اما تنظیم! خیلی خلاصه "[تنظیم]" تنظیم کننده با استفاده ای تئوری موسیقی برای ملودی هارمونی مناسب و
ساز بندی مناسب انتخاب می کند و جاهایی که ملودی نیاز به ویرایش دارد را
ویرایش می کند و صد البته که سلیقه هم نقش مهمی در تنظیم یک قطعه موسیقی
ایفا می کند.تا آنجایی که من مطالعه کرده ام بحث تنظیم زمانی وارد دنیای موسیقی شد. که
موسیقی چند صدایی (ployphonic) نسبت به موسیقی تک صدایی (monophonic) پیشی
گرفت(ابدای موسیقی چند صدایی بعد از خدمت بزرگ باخ به موسیقی پاپ یعنی
سیستم اعتدال مساوی بود) به پیشنهاد برخی از موسیقی دانان بزرگ ان زمان
وظیفه ساخت و اجرای خطوط دیگر موزیک به جز ملودی اصلی به فردی که تنظیم
کننده یا (arranger) نام گذاری می شد واگذار شد(ویکی) .در دهه ی هشتاد که موسیقی پاپ در ایران جان تازه ای گرفت تنظیم کننده هایی چون شهاب اکبری،سیروان خسروی،رضا فوادیان،شاید فرزاد فتاحی،بهروز صفاریان و کوشان حداد و ... با تنظیم های گوش نواز و استفاده از سازهای آکوستیک با زبان چند تن از بهترین های پاپ شهره شدند،دنیای تنظیم های محسن چاوشی با رضا فوادیان شروع شد،دنیای محسن چاوشی نسخه ی اول،که هرچقدر هم بگذرند گرد کهنگی نمیگیرند،اگر به آلبوم نفرین دقت کنید اکثر تنظیم ها با کیبورد و سمپل های آماده هست،به ندرت از سازهای آکوستیک و تنظیم های تلفیقی استفاده شده است،رضا فوادیان جزئی از بهترین دوران محسن چاوشیست،همه با او خاطره ها داریم،دوران خوب والبته گذرایی که ای کاش تمام نمیشد،سه آلبوم اول محسن چاوشی نام او را یدک میکشید و علیرغم اینکه مورد استقبال گسترده ای قرار گرفت اما گوشه هایی از آلبوم لق میزد بهتر بگویم آلبوم کامل بسته نشده بود،و متاسفم اولین آلبوم محسن چاوشی بود که میتوان آن را یک آلبوم کامل نامید،در این بین یکی از عوامل موفقیت شهاب اکبری بود که با متاسفم شهره شد،تنظیم کننده ای در سایه،فردی باشخصیت با سواد موسیقیایی بالا،استعداد او در تنظیم های تلفیقی مثال زدنیست،شک نکنید او مرد اول تنظیم حال و حاضر ایران است! شهاب اکبری برای محسن چاوشی متمایز از دیگران است،برای کار خود ارزش قائل است،نه به مانند دیگران که اصلن به فکر شنونده نیستند و فقط نتها را تحویل میگیرند و روی هر لایه از آن صداهایی اعم از آکوستیک یا الکترونیک اضافه میکنند،بدیهیست اگر تنظیم کننده ملودیِ قوی تحویل بگیرد کار بهتری را ارائه خواهد داد،بعد از شهاب اکبری نوبت به محمد رضا آهاری میرسد،اولین خاصیت تنظیم های او متفاوت بودن آنهاست،حس نابی به آنها تزریق میکند،چاوشی جسارت زیادی به خرج داد که برای اولین آلبوم مجاز خود از قبلی ها استفاده نکرد،یه شاخه نیلوفر را هروقت گوش کنید مانند ماهیی است که تازه از آب گرفته باشید،فضاسازی های فوق العاده و تلفیق های زیبا،تو که نیستی،قله ی خوشبختی،کجاست بگو را از نو پلی کنید،شاید در این میان تنظیم تراک چرا! کمی ضعیف تر از بقیه باشد،طی مصاحبه ای که از او منتشر شد،وی محسن چاوشی را یک انرژی ناشناخته میداند،درک موسیقی او بالاست و به شخصه تنظیم های او را میپسندم
اما کوشان حداد:پر بیراه نگفته ام اگر بگویم هرکسی که در کنار چاوشی کار میکند ناخوداگاه استعدادهایش شکوفا میشوند،او به زعم خیلی ها یک تنظیم کننده ی بین المللی است،شاید در موسیقی الکترونیک و آلترناتیو،اما اگر دقت کنید فصاسازی های او اکثرن یکسان هستند،چه ما چمدون راگوش کنیم،چه زیبایی را،ضعیف ترین کار او برای چاوشی تراک "ها" بود،ها اثری بود با ترانه ای خارق العاده که فدای تنظیم ضعیف شد،این تنظیم ضعیف کلیت کار حتا لحن قویِ محسن چاوشی را هم تحت شعاع خود قرار داده بود،چاوشی از همان اول هم با کفتر چاهی ها،فاصله ها،ابرای پاییزی ها،بانوی من ها،شهره شده بود،این دانگ دونگ مکرر در "ها" دیگر چه صیغه ایست؟! من نمیدانم این تجربه های جدید تا به کی قرار است ادامه پیدا کند؟ خوب اگر بنا به تجربه های جدید است چرا سراغ کاربلدش(در ادامه توضیح داده خواهد شد) نمیرود! آیا هراسی دارد،آیا راه ارتباطی نیست؟ یا او میخواهد ابدن هیچ خدشه ای به موسیقی او وارد نشود؟! او اگر محافظه کار نیست که باید هرچه سریع تر به خود بیاید! اما شخص خودش: این اواخر شاهکار پروانه ها،دیوار بی در،کافه های شلوغ از جمله کارهایی بود که مارا انگشت به دهان! گذاشته بود،این نبوغ در تنظیم چرا اینقدر دیر شکوفا شد؟چرا پیش ترها خودی نشان نمیداد؟ نمیدانم او واقعن موزیسین عجیب و غریبیست! در مورد تنظیم های خودش زیاد نمیتوانم بنویسم شاید در پستی جداگانه نوشتم،چون نیاز به واکاوی و بررسی های بهتر دارند وارزش آنها بیش از اینهاست،تک تنظیم های امید حجت و امیر سرگزی هم که قبل از ریلیز حریص از آنها به عنوان پاشنه ی آشیل آلبوم نام برده میشد بسیار شنیدنی از آب درآمده اند،فضاسازی های تراک پرنده ی غمگین فوق العادست،ایضن تنظیم خلاقانه ی آن،! بوف کور امیر سرگزی هم یکی از تاپ 15 های تیفوسی هاست،بدون شک . . . ـــــــــ دِلبری کرد و دلِ من رفت . . .
اما چاوشی با چه کسانی میتواند همکاری کند
اِروین خاچیکیان : بی تردید او در عرصه ی تنظیم یک! استثناست،کسی که در محیط احاطه شده از موسیقی رشد کرد و در یازده سالگی موسیقی را به صورت جدی آغاز کرد،موزیسین تحصیل کرده ای که با تنظیم آلبوم های بی سرزمین تر از باد و آلبوم رویاییِ نقاب توانست استعداد خدادادیِ خود را به هواداران و فعالان این هنر نشان دهد،او یک نوازنده ی قهار کیبورد و گیتار آکوستیک نیز هست،نمیدانم چاوشی تا چه حد روی او نظر دارد یا اصلن کارهای اورا دنبال میکند یا نه! هرچند با توجه به محدودیت های وسیع اخذ مجوز این همکاری یک Dream نشدنی خواهد بود،چاوشی یک خواننده ی بین المللیست و به همکاران بین المللی نیز نیاز دارد،این هم میتواند یکی از گزینه هایی باشد که شاید روزی از او بتوان استفاده کرد...
سیروان خسروی : در آشفته بازار کاور کردن ملودی های خارجی توسط خوانندگان ایرانی او نیز بدون سهم نبود،اما تنظیم های جدید وی هیچ یک کاور نیست و این برای جامعه موسیقی مایه ی خرسندیست،یکی از پیشگامان نوین سبک ترنس است،آهنگ هایی هایی نظیر"تو دوهفته به تو عادت کرده بودم" برای علیرضا قمیشی،"دوباره بیا"برای شهاب رمضان از بهترین کارهای او هستند،شخصن اورا هم سطح کوشان حداد!!! میدانم البته شاید کمی کفه ی ترازو برای سیروان سنگینی کند اما خوب باید تفاوت سبک آنها را نیز در نظر گرفت،به هر حال چاوشی تا به حال در عرصه ی تنظیم خدا رو شکر با وجود این مهره ها دچار هیچ کمبودی نشده و نخواهد شد،امید به اینکه هر روز بهتر از دیروز پیشرفت اورا حس کنیم،اما خوانش! عزیزی میگفت "خلاقيت در عرصه موسيقي مرده است. يعني ما در يك بحران آهنگسازي زندگي ميكنيم و از نداشتن آهنگهاي خوب رنج ميبريم"محسن چاوشی در این بحبحه یک نعمت است!فاکتوری که وی را از دیگر خواننده های ایرانی متمایز میکند،همین خوانش متفاوت اوست،برچسب های زیادی تا به حال به این ویژگی او زدند،که صدا زخمی،حنجره زخمی،صدا خش دار!!! و... از جمله ی آنهاست،این صدا خدادادیست،شک نکنید اگر در دوران ریلیز نفرین آن لیبل کذاییِ نمیدانم مجتبی کبیری بود چه بود؟!را به او نمیزدند و او را با سیاوش مقایسه نمیکردند چاوشی محبوبیت فعلیش چندین برابر بود،گیریم همه ی این حرفها درست،من آرشیو کامل سیاوش را داشتم همینطور مجتبی کبیری را! کوته فکری تا چه حد؟ کجای این خوانش و لحن شبیه به این دو است؟ یعنی این رسم که در ایران هرکسی موفقیتش زیاد باشد و سری میان سرها بلند کند،چیز خورش میکنند پایانی ندارد! بحث نمیکنم چون این یک زخم قدیمیست و سرباز کردنش هیچ منفعتی ندارد،صدای او کم کم پخته ترشد،تا این که در متاسفم به اوج رسید،تحریرهای پرمغز این آلبوم نظیر: جوونی کرده،ازپا میفتم،طناب داره که زیاد هستند و از حوصله ی شما خارج است(که البته خودتان بهتر از من میدانید) اما به یک باره در یه شاخه نیلوفر آن لحن مردانه و عصبی تبدیل شد به یک صدای خسته که اکثریت آهاری را مسبب این کار میدانستند،کمااینکه خوانش اصلن ربطی به تنظیم ندارد،این افت در آلبوم بعدی هم دامن گیر وی شده بود اما در حریص گویا حنجره ReStore شده بود،آلبومی با یک ساختمان هارمونی مناسب و اصیل چاوشیایی که دقیقن همانی بود که میخواستیم!من هر چقدر هم که بنویسم این مبحث جای بحث فراوان دارد! خوانش و تنظیم و همین طور ترانه و ملودی نه تنها در موسیقیِ چاوشی بلکه در همه نوع آن به نوعی وابسته هستند،اگر همه ی کاراکتر ها در بالاترین سطح باشند بالطبع موسیقی دریافتی نیز در بهترین حالت ممکن است اما اگر خدای ناکرده یکی از اینها کمِیتشان لنگ باشد کار اصلی را تحت شعاع خود قرار خواهد داد،چیزی که در موسیقی این روزهای کشورمان به وفور یافت میشود،این که مثلن ملودی و تنظیم در سطح بالایی باشند،اما ترانه هایی که شنیده میشوند پوشالی باشند و فقط دارای یک وزن موزون باشند،هیچ چیز را با خود به همراه نداشته باشند که متاسفانه کم هم نداریم،به هر حال در دنیای چاوشی این اتفاق یا نیفتاده یا اگر هم افتاده آنقدر محسوس بوده که حتی به چشم نیاید،صدای چاوشی متعلق به خودش نیست،هرچه به سمت جلو حرکت میکنیم انتظارها از او بیش از پیش خواهد شد،امید به روزی که هیچ انتقادی به موسیقی وی وارد نباشد و اگر قلم به دست گرقتیم فقط تعریف و تمجید باشد و بس و آن روز باور کنید به خدا دور نیست...
مجوز کاست بهمون نمیدادن
یاد دیر میدادن و کارای من لو میرفت
از کنسرت و مجلس خصوصی هم به خاطر بگیر بگیرا خبری نبود
ولی من افتاده بودم به خرکاری!
ا لج همه شب تا صبح ، صبح تا شب
آهنگ میساختم و شعر میگفتم و تنظیم میکردم
و هانیه خانم!
میرفت هفته ای سه چهار بار تمرین گاهی فقط با جاوید...
را باهم دیگر گوش میکنیم،بدون شک پیانیست موزد علاقه ی محسن چاوشی در دنیا 1 است
آهنگ قبلی که گذاشتم Dust In The Wind بود،اگر هم کسی آهنگ خاصی مد نظرش
بوداز ایشان من هر 26 آلبوم استاد رو دارم.بگید براتون میزارم :)
25 دی 90
11:55 ظهر
ارجاعات
1-نوشته ی محمد سعید محصصی مورخه 9 اسفند 89
دیگه بیدار نمیشی با نگرونی
یا با تردید که بری یا که بمونی
رفتیو آدمکا رو جا گذاشتی
قانون جنگل و زیر پا گذاشتی
اینجا قهرن سینه ها با مهربونی
تو تو جنگل نمیتونستی بمونی
دلتو بردی با خود به جای دیگه
اونجا که خدا برات لالایی میگه
میدونم میبینمت یه روز دوباره
توی دنیایی که آدمک نداره
11:40 شب
پر شـــده از پایـیز تـــن طلایــی